کربلایی نیکا

خدای خوب من
تو همانی که بی حساب عطا میکنی
تو همانی که هرچه بخوانمت کم است
من همانم که فراموشت میکنم
من همانم که محتاجم مرا یک لحظه به خودم وا مگذاری...
خدای خوب من
تو همانی که خدای خوب همه هستی.خدای خوب من...خدای خوب نیکا...خدای خوب نیکاها... تو به همه میرسی.کم نمیایی...

خدای خوب ما
با چه زبانی حمد تورا گوییم
خدای خوبی ها
ممنونم که ابتدای سال به خانه تو آمدم و پایان سال ضریح امام علی و امام حسین را دیدم.چشمان من بی شک چنین لیاقتی نداشت.من همه این الطاف را از پاکی وجود نیکا میدانم.



خدای مهربانی
برای همه ی خوبی هایت از تو ممنونم
برای همه ی داشته ها و همه ی نداشته هایم از تو ممنونم
ممنونم که نیکا را به ما دادی.کمکمان کن که امانت دار خوبی باشیم.
ممنونم که پدر و مادرهایمان هستند.کمک کن که اولاد خوبی باشیم.
ممنونم که هستی.کمک کن بنده ی خوبی باشم.
نیکای من ، شاید درست نباشد هرچه از دل به زبان می آید اینجا بازگو کنم.اما من دوست دارم حرف های دلم را برای تو، برای فردای تو بنویسم و زمان نوشتن ، هرچه در دلم است بی هوا می نویسم.تقصیر دلم است

نیکاجان، همیشه، از وقتی خیلی کوچک بودم آرزوی دیدن کربلا را داشتم.چند بار قرار بود بروم و نشد .تا این بار که دعوتنامه امضا شد و ما میهمان لطف و کرم امام هایمان شدیم.هرچه برایت بنویسم کم است و ناقص.همین قدر بگویم که سراسر بهشت بود و بهشت بود و بهشت.قدم گذاشتن روی زمینی که روزی امام حسین و یارانش روی آن جنگیدند و شهید شدند پر از غم و درد بود.اما بودن در هوایی که روزی آنها نفس کشیدند ... به عطر بهشت میماند...
زائر کوچک و پاک، نیکای عزیزم، گویی تو همه چیز را بهتر از ما حس میکردی.امید دارم دست پر برگشته باشم.امید دارم تو بیمه شده باشی.میدانم از آن همه لطف و جود و بخشش ، دست خالی ماندن غیرممکن است.بهتر است بگویم یقین دارم.از تو میخواهم بعدها با یقین از خدا بخواهی.او همان است که بی حساب عطا می کند و ما غافلیم.
خدایا هزار بار شکر


کربلایی نیکا 
