قم، حرم حضرت معصومه
هووورااااا
چی شده؟! دختر گلم در ٧ ماهگی یاد گرفتی بایستی ا... چرا گریه میکنی؟؟؟ ناراحت نباش.٨ ماهگی یاد گرفتی راه بری...آره باباژوووون.هوووووووراااااااا بله. دست بزنید واسه نیکا خانم همیشه خندان باشی دختر نازنازی ...
نویسنده :
مامان
19:11
دخترم با تو سخن می گویم
دخترم با تو سخن مي گويم زندگي درنگهم گلزاريست و تو با قامت چون نيلوفر،شاخه ي پر گل اين گلزاري من به چشمان تو يک خرمن گل مي بينم گل عفت ، گل صدرنگ اميد گل فرداي بزرگ گل فرداي سپيد چشم تو اينه ي روشن فرداي من است گل چو پژمرده شود جاي ندارد در باغ کس نگيرد زگل مرده سراغ دخترم با تو سخن مي گويم ديده بگشاي و در انديشه گل چينان باش همه گل چين گل امروزند همه هستي سوزند کس به فرداي گل باغ نمي انديشد انکه گرد همه گل ها به هوس مي چرخد بلبل عاشق نيست بلکه گلچين سيه کرداريست...
نویسنده :
مامان
14:50
کلاه سرم گذاشتن...............سر به سرم گذاشتن : )
صورت نیکوی نیکای من
دریاچه شهدای خلیج فارس(چیتگر)
شب آرزوها
نیکای من، امشب شب لیلة الرغائب ، شب آرزوهاست.می خوام یه دعا کنم.برای همه و برای تو اللهم عجل لولیک الفرج چه انتظار عجیبی است اینکه شب تا صبح..............کسی قنوت بگیرد به انتظار خودش امیدوارم امشب در قنوت نمازهامون دعا برای فرج در خاطرمون باشه. دخترم امشب خیلی دلم گرفته.این عکس رو وقتی تو و مامان بزرگ(مادربزرگ بابانیما) خواب بودید انداختیم.خدا مامان بزرگ رو حفظ کنه . این عکس خیلی من رو یاد مادرجونم(مادر مادرم) میندازه.خیلی وقتا شب لیلة الرغائب پیش مادرجونم بودم.کاش فرصتی بود تا تو مادرجون رو ببینی.کاش مادرجون رو از دست نداده بودم.کاش قدر لحظه های بودنش رو می دونستم.مادرجون خیلی جات خالیه.نبودنت فریاد میزنه.کاش بودی......
نویسنده :
مامان
20:17
نیکا و دوستان :))))))))))))
خدایا بازم منو دعوت کن بیام خونت
از مامانی ها و بابایی ها ،عمه مهدیه و عمو میلاد و دایی حامد ممنونم که واسم مراسم گرفتن.انشاالله دوباره قسمت خودشون بشه ...
نویسنده :
مامان
21:36












